درباره ما
آخرين مطالب
پرديس ها و مراکز
تماس با مـــــا
خبرنامه مـــا
ديگر موارد
 
 
   
     
   
    
  
  
جایی نوشته بود

دیشب دیدم اونور خیابون یه هیئت داره غذا نذری میده
یه نگا به ماشینا انداختم دیدم کمترین ماشین 206 بیخیال شدم به راهم ادامه دادم چند
قدمی نرفته بودم که دیدم یه پیرزن 70 80 ساله داره از آشغالا، کارتوناشو جمع میکنه میندازه تو کیسش
منم داشتم نگا میکردم خواست که کیسه رو ورداره رفتم جلو بهش گفتم مادر اونجا دارن غذا نذری میدن چرا نمیری شما هم یدونه بگیری
برگشت نیگام کرد
و گفت :
اون غذا برا گشنه هاست من سیرم...
بعد اون کیسه به اون سنگینی برداشتو به راهش ادامه داد
تا نیم ساعت از جام نتونستم تکون بخورم فقط داشتم به صفی که هر لحظه داشت بلندتر میشد نگا میکردم.

...


دانشجو معلم : مدیر وبلاگ
ت : جمعه 1391/11/20
 
لينک هاي ويژه
نويسندگان
دوستان
آرشيو مطالب
نظر سنجي
آمار بازديد